محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1013
مرآة البلدان ( فارسى )
است كه حضرت سليمان ( ع ) صخرهء جنى را درآن حبس فرموده . و گويند فريدون ضحاك را درآن بند كرده . و بعضى گويند آنجا معدن گوگرد است و به شب آتش نمايد و روز دود از آن برآيد . آنچه از قراين خارجه معلوم مىشود كوه آتشفشان است كه آتش آن را شكافته متصاعد شده است و چاه بهنظر مىآيد . و چنين كوه در فرنگستان و ينگىدنيا « 34 » بسيار است و جمعى ديدهاند . صاحب تاريخ طبرستان گويد سى سوراخ چاه مانند بر سر اين كوه است كه از آن آتش كبريت برآيد و هيچ حيوان برآن قرار نتواند گرفت از سختى بادها كه وزد و بر جوانب او برف باشد و ظاهر است . در حوالى آن كوه قريهاى است آباد و خرم و به نام آن كوه معروف . و سيب آن قريه به صفت خوبى موصوف . خلاصه از سربندان پيشتر رفته در پهلوى باغ شاه كه از بناهاى شاه شهيد آقا محمد شاه طاب الله ثراه است و مخصوص توقف ايام شكار بنياد نهاده خيمه برپا كرديم . ذكر باغ شاه باغى است وسيع با عمارتى فوقانى و رفيع . خيابانى عريض از دروازه تا منتهاى باغ آراسته مشتمل بر بيد و صنوبر . از وسط باغ نيز خيابانى ديگر و چهار طرف خيابان اشجار مثمر است . تخمينا نيم فرسخ كمتر دور ديوار آن باغ مىباشد و ميوههاى آن در كمال حلاوت و لطافت . شاه شهيد طاب الله ثراه آن را بنا نموده . روز بهطرف شكارگاه دلى چاى توجه و شب را درآن باغ بسر مىبردهاند . شكار كبك و بز و ميش درآن صحرا و كوه از اندازه بيش است . روز دوازدهم از اين منزل حركت و روانهء فيروزكوه شديم . بعد از طى دو فرسخ راه به شكارگاه مزبور رسيديم . دامن كوهى است با فسحت و صحرايى با وسعت . دو كوه از دو كنار و فىمابين مكان شكار و بعد از نيم فرسنگ راه فاصلهء دو كوه كم و تنگ مىشود . آنگاه سراشيب درهء
--> ( 34 ) - ينگى به معناى جديد است و ينگى دنيا به معناى دنياى جديد و غرض از اين تعبير قارهء امريكا بود .